خرید بک لینک
چند شب پیش مهمون داشتیم، پسر جوونی که در رشته عمران فارغ التحصیل شده و از همدان برای پیدا کردن کار اومده بود تهران.

مهراد و مهرسا تا می تونستند شیطونی کردند،به مهراد خیلی خوش گذشته بود و شب هم دلش نمی خواست بخوابه و همش پیشش می رفت. صبح روز بعد که اومدم سرکار و پدرشون میخواسته مهراد و مهرسا رو تحویل مامانم بده، مهراد که خوابیده بود یکدفعه بیدار می شه و رو به آقائه می کنه و می گه : شما کی هستی؟ و خودش در جواب خودش می گه: عه! شما آقای دیشبی هستید.

برچسب: نویسنده: رضا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:03

چند روزیه مهرسا به طور جدی کلاس شنا میره .

دیروز که بعد از دو سانس شنا رفتم دنبالش گفت کرال پشت یاد گرفتم و کلی خوشحال بود.

خیلی دوست داره شناگر ماهری بشه و همش در این باره صحبت می کنه.

قربون تو دختر بشم من.

دوستت دارم عزیزم

برچسب: نویسنده: رضا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:03

صفحه بندی